|
مطالبی که در بخش رسالت نوکری به استحضار خواهد رسید، نتیجه سال ها مراوده حاج منصور ارضی نزد بزرگانی است که فضایل ایشان بر اهل علم و عمل پوشیده نیست. در اینجا سعی آن داریم که برخی از این بزرگان را در حد وسع این بخش معرفی نمائیم. - از جمله بزرگانی که وی از محضر ایشان کسب فیض می نموده است، می توان به حضرت آیة الله شیخ محمود تحریری رحمة الله علیه اشاره کرد. رسالت نوکری - جلسه اول - از جمله بزرگانی که وی از محضر ایشان کسب فیض می نموده است، می توان به حضرت آیة الله شیخ محمود تحریری رحمة الله علیه اشاره کرد. برچسبها: منصور ارضی, شرح حال, مصاحبه, زندگینامه ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۱/۰۵/۱۳ساعت ۱۱ ق.ظ  توسط سید ماشاالله باختر
|
ماه من از تو نديدم قمري زيباتر نيست از نقش جمالت اثري زيباتر اين يقينم شده در عالم هستي از تو
****************************************** چونانكه خالق احد ذوالمنن يكي است
********************
ای ماه آسمانیِ ماه خدا! حسن ************************** چونانكه خالق احد ذوالمنن يكي است *************************** ای علوی ذات خدایی صفات صدرنشین همه کائنات پاک ترین گوهر نسل بشر ازهمه خوبان جهان خوب تر جد تو پیغمبر نوع بشر جن وملک بر قدمش سوده سر باب تو سرسلسله اولیاست چشم پر از نور خدا مرتضی است مادر تو دخت پیمبر بود آیه ای از سوره کوثر بود در رمضان ماه نشاط وسرور ماه دعا ماه خدا ماه نور نورفشان شد ز دو سو آسمان ازدوطرف تافت دوخورشیدجان وحی خدا از افق سرمدی نور حسن از افق احمدی مشک وگلابی بهم آمیختند درقدح اهل ولا ریختند ای رمضان از تو شرف یافته نور تو برچهره او تافته بعد پدر شاخص عترت تویی وارث میراث نبوت تویی صبرهم از صبر تو بی تاب شد کوزه شد و زهر شد وآب شد بعد شهادت نکشید از تو دست تیرشد و برتن پاکت نشست تا ابد ای سرور والا مقام بر تو و بردین ( محمد) سلام کلک (ریاضی)که گهر ریز شد زان نظر مرحمت آمیزشد
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&& این خانواده آینه های خدائی اند در انتهای جاده ی بي انتهائي اند خیل ملک مقابلشان سجده می کنند اینها خدا نی اند ولیکن خدائی اند هر کس که می رسد سر اطعام می برند فرقی نمی کند که فقیران کجائی اند یک "السلام" و یک "و علیک السلام "سبز اینها همان مقدمه ی آشنائی اند صدها هزار مثل سلیمان در این حرم مشغول لحظه های شریف گدائی اند سوگند ميخوريم كه پروانه زاده ايم همسايه ي قديمي اين خانواده ايم تو آسمان جودي ما يا كريم تو پرواز ميكند دل ما تا حريم تو احساس ميكنم به تو نزديك ميشوم وقتي كه مي وزد سر راهم نسيم تو وقت كرامت است كه از راه آمده است آن آشناي كوچه نشين قديم تو قرآن بي بديل ، حروف مقطّعه كي ميرسم به فهم الف لام ميم تو سوگند ميدهيم خدا را در اين سحر بر پينه هاي رحمت دست كريم تو ما را هميشه سائل دست شما كند ما را به زير پاي شما خاك پا كند دست مرا بگير كه عاشق ترم كني سلمان خانواده ي پيغمبرم كني من در قنوت نيمه شبت دور ميزنم شايد مرا بگيري و انگشترم كني آن شاخه ي گلم كه به دست تو داده اند تا هركجا كه خواست دلت پرپرم كني من آمدم كه بين سحرهاي اشتياق بال مرا بگيري و خرج حرم كني بال و پر شكسته به دردم نميخورد انگار بهتر است كه خاكسترم كني روزي آب و سفره ي نان مني حسن ماهِ مباركِ رمضان مني حسن اي در هواي پاك نگاهت سلام ها نامت نداشت سابقه اي بين نامها اي سبزي بهار خدا سير ميشوند از عطر سفره هاي حضورت مشام ها بيرون بيا و چشم مرا هم قدم بزن هم سفره ي فروتن جمع غلام ها در كوچه ات كسي به كسي جا نميدهد مكثي نما به شوق چنين ازدحام ها سائل شدن كنار نگاه تو واجب است وقتي گدا به چشم تو دارد مقام ها تو سفره دار شهر خدا ما گداي تو مثل كبوتريم و اسير هواي تو آنكس كه پيش پاي شما خم نميشود در خانه ي فرشته هم آدم نميشود آقاي من بدون توسل به نام تو حالي براي توبه فراهم نميشود دست مرا بگير و به سمت خدا ببر چيزي كه از بزرگيتان كم نميشود آرامش تو باعث طوفان كربلاست بي صلح تو قيام مُحَرم نميشود هركس كه بر نجابتِ صلح و سكوت تو مؤمن نميشود ، به جهنّم نميشود تا كربلا رسيد صداي سكوت تو اين قيل و قال ها به فداي سكوت تو اي از هزار حاتم طائي كريم تر لطف تو از تمام كريمان قديم تر مي آوري به وجد تو پروردگار را اي از زبان حضرت موسي كليم تر تو ابتداي نسل طهوراي كوثري هركس حسودتر به تو باشد عقيم تر در اين مسير رو به خدايي نديده ايم از رد پاي گيوه ي تو مستقيم تر در كربلا به آينه ات سنگ ميزنند هركس شبيه تر به تو جرمش عظيم تر آقا تو در كلام خلاصه نميشوی در حضرت و امام خلاصه نميشوی اي ياكريم خسته چه كردند با پرت اين زهر ِ پر شراره چه آورده بر سرت از لحظه اي كه رنگ نگاهت كبود شد رنگي دگر نرفته مناجات خواهرت با اينكه اي غريب ، تو بودي امام شهر اما كسي نخواند نمازي به پيكرت تابوت را نشانه گرفتند به تيرها آن هم كجا به پيش دو چشم برادرت دلهاي ما به ياد تو اي بي حرمترين پر ميزند به سمت بقيع مطهرت تا كِي لبم به خاك بقيعت نميرسد بر آستان پاكِ رفيعت نميرسد
علی اكبر لطيفيان &&&&&&&&&&&& برچسبها: تولد, امام حسن, سازگار
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۱/۰۵/۱۳ساعت ۱۲ ق.ظ  توسط سید ماشاالله باختر
|
به راه توست شهادت به از ولادت من باز روگرداندم از تو، باز رو دادی به من صیام تا قیام 2 - غلامرضا سازگار
دریغا کز گنه پروا نکردم صیام تا قیام 2 - غلامرضا س **************** صیام تا قیام 2 - غلامرضا سازگار ***************** آه ای خدا خودم کمرم را شکسته ام نه راه پیش مانده برایم نه راه پس پل های امن پشت سرم را شکسته ام صد بار توبه کردم و غرق خجالتم آن عهدهای معتبرم را شکسته ام دنیا شکست خورده تر از من ندیده است حالا به سنگ خورده سرم را شکسته ام راهم بده به باغ شجرهای طیبه من توبه کرده ام تبرم را شکسته ام
**************** دل شکسته منو جز تو کسی نمیبره یه بنده فراری رو جز تو کسی نمیخره روز و شبم یکی شده همش تباهی و گناه دل شکستمو ببین که از گناه شده سیاه گرو میذارم دلمو تا که عذابم نکنی فردای محشر دیگه از،خجالت آبم نکنی پیش امام و شهدا آبروی منو نبر به جان زهرا و علی بدا رو با خوبا بخر ***************** خداوندا من از اعمال خود بسیار می ترسم نمی ترسم زکس از زشتی کردار می ترسم هزاران بار کردم توبه و از جهل بشکستم پشیمانم پشیمانم از این رفتار می ترسم تو فرمودی که شیطان دشمن نوع بشر باشد خداوندا من از این دشمن غدّار می ترسم ریا کردم عبادت را ،غلط خوا ندم عبارت را کنون ازاین عبادتها واین اذکارمی ترسم من اندر خواب و دیو نفس بیدار وخطر نزدیک به قلبی مرتعش زین فتنه بیدار می ترسم بود بازار گرم دین فروشی بر سر راهم خداوندا من از گرمی این بازار می ترسم عطا کردی خطا کردم وفا کردی جفا کردم نمی گویم چه ها کردم ولی بسیار می ترسم
************** چه زود از دست ما ماه خدا رفت اگر چه عید فیض و عید نور است
رسيد مژده كه سر زد هلال ماه صيام هزاران بار استغفار كردم دوباره جرم خود تكرار كردم هزار مرتبه کردم فرار و دیدم باز صیام تا قیام 2 - غلامرضا سازگار *********************
نه آهی مانده تا از دل برآرم صیام تا قیام 2 - غلامرضا سازگار ******************* گناه روی گناهم بوَد، چه چاره کنم؟ صیام تا قیام 2 - غلامرضا سازگار ****************** صیام تا قیام 2 - غلامرضا سازگ ********************** روزهداران مؤمنین آماده! من ماه خدایم
صیام تا قیام 2 - غلامرضا سازگار ******************* مه بخشش مه غفران رمضان بود وگذشت ای فرو مانده به گرداب گنه خیز زجا که مه ایزد منان رمضان بود وگذشت لیله القدرکه باگفتن یک یاالله محو می شد همه عصیان رمضان بود وگذشت سخت باشد ز گنه تزکیه اما آن ماه که شود تزکیه آسان رمضان بود گذشت گر نمیبردیم از این خوان کرم سود چه سود که ضیافتگه یزدان رمضان بود وگذشت عید فطرآمد و رحمت شده نازل اما منبع رحمت واحسان رمضان بود وگذشت گاه عید است زخالق طلب غفران کن که مه خالق سبحان رمضان بود وگذشت ماه شوال هم ازقدر و شرف محبوب است لیک محبوب ترازاین ماه رمضان بود و گذشت (قلب روحانی) ازاین ماه منورشد وگفت ماه روشنگر قرآن رمضان بود و گذشت ************* ما عبد خداییم توکلت علی الله از خویش رهاییم توکلت علی الله توحید مرامیم جز او را نپرستیم از غیر جداییم توکلت علی الله از فیض سحرگاه به محبوب رسیدیم مشمول عطاییم توکلت علی الله ما کعبه نجوییم که هر شب به زیارت در کرببلاییم توکلت علی الله انصار حسینیم به اشک سحر خود این نغمه سراییم توکلت علی الله ما زینبیان را سر بازار کشانیم انگشت نماییم توکلت علی الله با نی بنویسید به روی کفن ما نسل شهداییم توکلت علی الله ای منتقم از راه بیا ای گل زهرا تا با تو بیاییم توکلت علی الله ما منتظرانیم که در صبح ظهورت رجعت بنماییم توکلت علی الله شاکرم حضرت دلدار صدا کرده مرا شاکرم بهر خودش یار جدا کرده مرا از کجا لطف خدا شامل حالم شده است گوئیا یار سفر کرده دعا کرده مرا من کجا محفل ذکر دل این دلشدگان سبب از چیست که حق اهل بُکا کرده مرا روز پر معصیتم را چه کسی بخشیده؟ سائل نیمه شب خان ولا کرده مرا این چه سرّیست که هم باده خوبان شده ام چه کسی پیرو خون شهدا کرده مرا؟ از کویر گنه ومعصیتم داده خلاص در گلستان دعا کیست رها کرده مرا؟ کیست ظلمت زدلم برده ونورم داده بین این سینه زنان جلوه نما کرده مرا؟ شکر حق هیئتی ام سینه زنی پرشورم کربلایی دلم و یار صدا کرده مرا ***************** با آنكه حدّ جرمم بالاتر از عذاب است ***************** صیام تا قیام 2 - غلامرضا سازگار الهی این من این جرم و خطایم صیام تا قیام 2 - غلامرضا سازگار ***************** صیام تا قیام 2 - غلامرضا سازگار ************ از گنهِ دم به دمم آتش طوفنده شدم افسوس که در ناله شبها اثری نیست در باغ خزاندیده ما برگ و بری نیست یک سال دگر طی شد و از دهکده عمر یک خانه فرو ریخت و ما را خبری نیست تا بال دگر هست به پرواز درآیید روزی رسد ای دوست که جزمشت پری نیست دنیا پل مابین تو و خانه قبر است وین مزرعه سبز به جز رهگذری نیست ماه رمضان آمد و درها همه باز است این خانه فیض است ودر او بسته دری نیست خورشید به پا بوسی این ماه درآید اختر بفشانید کزو خوبتری نیست فرصت مده ازدست که مهمان خدایی رنگین تر از این سفره به جای دگری نیست تنها گل این باغ پر ازخاطره مولاست در قبله حاجات به جز او ثمری نیست
*********** خداوندا من از اعمال خود بسیار می ترسم نمی ترسم زکس از زشتی کردار می ترسم هزاران بار کردم توبه و از جهل بشکستم پشیمانم پشیمانم از این رفتار می ترسم تو فرمودی که شیطان دشمن نوع بشر باشد خداوندا من از این دشمن غدّار می ترسم ریا کردم عبادت را ،غلط خوا ندم عبارت را کنون ازاین عبادتها واین اذکارمی ترسم من اندر خواب و دیو نفس بیدار وخطر نزدیک به قلبی مرتعش زین فتنه بیدار می ترسم بود بازار گرم دین فروشی بر سر راهم خداوندا من از گرمی این بازار می ترسم عطا کردی خطا کردم وفا کردی جفا کردم نمی گویم چه ها کردم ولی بسیار می ترسم
****************** يا رب يا رب يا رب يا رب
رمضان تو کتاب دعای منی *************** بردرت ناله و اشك و آه آوردم این ناله و آهم یا سیدی العفو صیام تا قیام 2 - غلامرضا سازگار ***********
صیام تا قیام 2 - غلامرضا سازگار &&&&&&&&&&&&
برچسبها: مناجات, ماه رمضان, سازگار
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۰۹ساعت ۱۲ ق.ظ  توسط سید ماشاالله باختر
|
من عرض تسليت وفات بزرگ بانوي اسلام حضرت خديجه«عليهاسلام» به محضر صديقه كبري «عليهاسلام» وحضرت بقيه الله الاعظم«عج»ومواليان حضرتش اميدوارم دراين ماه مغفرت حقيرراازدعاي خيرتان بي بهره نگذاريد. سرچشمه كرم سرلوحه ايمان وامان است خديجه سرمشق ره حق طلبان است خديجه بانوي حرمخانه وحي نبوي اوست درچشم نبي گوهر جان است خديجه گنجينه پُرگوهر تقوا و شرافت آئينه توحيد نشان است خديجه سرچشمه فضل وكرم وبخشش واحسان برجمله ايثارگران است خديجه سرسبزترين سرو سرافراز فضيلت درفصل بهاران وخزان است خديجه درگلشن ارزنده توحيد پرستي چون كوثرجوشنده روان است خديجه گرفاطمه اش بانوي زنهاي بهشتي است نوردل گلهاي جنان است خديجه پيداست شب آخرعمرش ، زنگاهش برفاطمه خود نگران است خديجه درحسرت بي مادري فاطمه خويش آزرده دل واشك فشان است خديجه آمد كفن ازسوي خداوند برايش محبوب خداوند جهان است خديجه قدرش بخدا هيچ نيايد ز«وفائي» زيرا كه فراتر ز بيان است خديجه التماس دعا من آن کنیــــز خدایم کـــه یار طاهــــایم منــــم که مــــادر امّ الائمــــه زهرایــــم به افتخـــــار کنیـــزی مصطفی این بس که من شریک نبی در نشــاط و غمهایم خداست شاهد حالم که من چههــــا دیدم اگر چه شاد ز یک عمـــــر امتحـــانهایم گهی به شعب ابی طالبـــم گــــواه بــــلا گهی ستم کش اهل حجــــاز و بطحـــایم اگر بهشت برین جایگــاه شأن من است برای اینکـه به دنیـــــا مطیـــــع مولایم ز نیش طعنــه نمـــــامهای آل قــــریش هنـــوز وارث درد و بلاست زهــــرایـــم تمــام هستی خود را به عشق بخشیــدم به عشق اینکه به بیت نبی است مأوایم ولی چه زود شنیدم پس از من و احمــد حریـــم عشـق بسـوزد به دست اعدایـــم ستم به فاطمــــهام از قدیم عــادت داشت ازآن زمان کــه به دل بود انیس غمهـایم همیشه فاطمـــه میگفت از درون با مــن که من یگانــه معیــــن تو در بلاهـــایـــم خدا گواه بسوزم ازاین که درغــــم و درد نبود سایـــه مـن بر ســر تو، ای وایــم ! مرا کفن ز بهشت آیـد ای خدای حسیـــن اگر چه مـــادر آن بی کفـن به صحـرایــم ************************ جان شیرین محمّد در لب خندان توست صیام تا قیام 2 - غلامرضا سازگار ****************
************** کیستم من بانوی اسلام، امالمؤمنینم صیام تا قیام 2 - غلامرضا سازگار
************** مادر مهربونم ، نزن آتيش بجونم اي دامنت دانشگه زهرا خديجه **************** *************** ************ ************* مادر مرو که فاطمه ات زار و مضطر است هجر تو قاتل من غمدیده دختر است غصه مخور به حال پدر چونکه بعد تو زهرای کوچک توبرایش چو مادر است گویا که سال حزن برای پدر بود این سال غم که با غم دنیا برابر است بار سفر تو بستی و رفتی ولی بدان کوتاه عمر دختر تو مثل کوثر است وای از دمی که فاطمه ات را تو از بهشت بینی میان شعله و در پشت یک در است جرم تو هست یاری پیغمبر خدا جرم من حزین به خدا عشق حیدر است آنکه فکنده لرزه به جانم نظاره بر چندین کفن بود که به دست پیمبر است بعد از شمارش کفن این روضه ام شده یک کودک بدون کفن داغ مادر است
******************** بیچاره دستی که در این شب ها فقیرت نیست یعنی دخیل دست های دستگیرت نیست باید برای خانه ی تو زیر پایی شد بیچاره بال جبریلی که حصیرت نیست هرگز نمی خواهم ببینم آن شبی را که در سفره ی افطار ما نان و پنیرت نیست قربانی نامت شدن عین حیات ماست مرده تر از مرده است هر کس که بمیرت نیست تو منت دین خدا بر گردنم هستی آری تو امّ المؤمنینی و نظیرت نیست تو بانوی اسلامی و تاج سرم هستی کوری چشم دشمنانت مادرم هستی ای همسر شایسته ی پیغمبر مکه ای جده ی شهر مدینه؛ مادر مکه ای که برایت حاجیان احرام می بندند قبر شریفت قبله گاه دیگر مکه تو مادری ات نیز بوی نوکری می داد می خواستی باشی کنیز دختر مکه تو زینب پیغمبری و سال های سال سینه سپر کردی برای رهبر مکه هر جا که پیغمبر به جنگ فتنه ها می رفت تو یک تنه بودی برایش لشگر مکه مکه مدینه نیست در آتش نمی افتی کاری با تو ندارد دیوار و در مکه تو بانوی اسلامی و تاج سرم هستی کوری چشم دشمنانت مادرم هستی
****************************** حراء چشم تو هر روز قامتش می دید خراب و خسته ی این راه های نا هموار به دوش عاطفه اش سفره ای ز نان و رطب میان کام عطش ناک او سرود بهار
حراء چشم تو هر روز می پرستیدش میان آن همه احساس ناب یک رنگی دمی که آبله پا، بی قرار می پوئید هزار باره رهِ پر تلاطم سنگی
حراء چشم تو امیدوار می دیدش که باز قصد تماشای آسمان دارد نشد که یک سحر از خستگی اش، بی لبخند قدم به خلوت ماه منیر بگذارد حراء شعر بساز از وفای بی مانند از استقامت پنجاه و چند ساله ی او از این رفیق، که دِرهم نبُرد با خویشش نکرد مسخ طلا، نقره، جان واله او
سَر است از همه عالم، به اعتبار گلی که در کویر نگاه محمّدش می کاشت تمام دار و ندارش فقط محمّد بود رسول نیز، در عالم فقط خدیجه داشت
کجاست حضرت حوّا که تا وفا گیرد ز دست های کریمانه اش به رسم وفا کجاست هاجر سعی و صفا که تا بیند کمی ز سعی خدیجه میان بیت و حراء
کجاست مریم عذرا که تا قیام کند به پیش پای قیامت به پا کننده ی او کجاست فرصت یک امتحان که تا بلقیس تمام مُلک بریزد به پای خنده ی او
نه این که جمله زنان، بلکه جمله ی مردان سَر خضوع به پای خدیجه می سایند مجال نیست و گرنه فدای او گردند قرار نیست و گر نه قتیل او آیند
حریم حرمت شانش حریم توحید است که عشق، از دَم ایشان چراغ افروزد سکوت می کنم از این مقال می ترسم که غیرتش پر جبرئیل شعر را سوزد برچسبها: وفات, حضرت خدیجه, وفایی, سازگار
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۰۹ساعت ۱۲ ق.ظ  توسط سید ماشاالله باختر
|
|