|
امام حسن عسگری(ع)-مناجات و شهادت سلام ما به تو و سامرای اطهر تو سلام ما به حرمخانۀ منور تو سلام بر تو و برحُرمتت که جبرائیل جبین گذاشته بر آستانۀ در تو سلام ما به تو ای عسکری لقب که خدا نهاده خیل ملک را معین و عسکر تو سلام ما به شکوه و به شوکت و قدرت که آگه ست از این قدر و جاه داور تو قسم به عمر کمت ای گل بهشت رسول دوباره زنده شده یاد عمر مادر تو سلام ما به دل پاره پاره ات هردم سلام اهل سماواتیان به پیکر تو سلام ما به تو و آن گلی که از داغت شرر گرفته دل او کنار بستر تو ز بس که رعشه بجانت فتاده بود از زهر به دست او شده سیراب لعل اطهر تو صدای آیۀ امن یجیب می آید بپاس آن گل درد آشنا و مضطر تو برای روز ظهورش تو خود دعائی کن که مستجاب شود هر دعا ز محضر تو به روز حشر "وفائی" کجا غمی دارد اگر که ثبت شود نام او به دفتر تو
برچسبها: امام حسن عسگری
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۱/۱۰/۲۹ساعت ۷ ق.ظ  توسط سید ماشاالله باختر
|
روز اول : مهاجرت حضرت رسول اكرم (صل اللّه عليه و آله و سلم ) از مكه و ليلة
المبيت .
در سال سيزدهم بعثت مردم مدينه با رسول خدا در مكه معظمه بيعت
نمودند كه حضرت به مدينه مهاجرت كند و در مدينه مانند جان خود حفظ نمايند چون
اين معاهده برقرار گشت مردم مدينه به وطن خود بازگشتند و كفار قريش را از پيمان
ايشان با پيامبر آگاه شدند بر كين ايشان افزود و قرار بر اين گذاشتند كه از هر
قبيله مردى دلاور انتخاب كرده تا با هم پيامبر را بكشند
برچسبها: ربیع الاول, حضرت علی ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱/۱۰/۲۵ساعت ۷ ق.ظ  توسط سید ماشاالله باختر
|
معصوم ترین صبح سپیدی محسن آن روز کبود را ندیدی محسن
در راه علی حق بزرگی داری الحق که تو اولین شهیدی محسن * با ضرب در سوخته ماهم را کشت در آتش و خون نور نگاهم را کشت فریاد بزن «بأیّ ذنب ٍ قُتلت» ای وای که طفل بی گناهم را کشت * در کوچه به پا کرد دوباره محشر با مادر دلسوخته، یاس پرپر آن روز اگر مجال صحبت میداشت می گفت چنان فاطمه : حیدر حیدر * ای مونس داغهای من محسن جان ای یاور با وفای من محسن جان با سرخی خون من و تو حق برپاست قربانی کربلای من محسن جان
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱/۱۰/۲۴ساعت ۱۰ ب.ظ  توسط سید ماشاالله باختر
|
![]()
برچسبها: وداع
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۱/۱۰/۲۳ساعت ۳ ب.ظ  توسط سید ماشاالله باختر
|
|