|
کمتر کسى حاج غلامرضا را به طرز رسمى و شناسنامه اى مى شناسد. از نظر هیأتى
ها او شاعر و مدّ اح اهل بیت است. شاعرى د لسوخته ومد ّاحى مرد مى امّا
فرهیخته. به عبارت د یگر پیش از آن که شاعر یا مد ّاح اهل بیت باشد، نغمه
پرد از شیفتگى ها و د لد اد گى هاى خویش است به ساحت مقد ّس اهل بیت(ع) و
از رهگذر این عشق است که از کود کى به مد ّاحى مى پرد ازد و سپس شاعرى را
تجربه مى کند و هر بار د ر طى این مراحل، به عنایتى و کنایتى، روشنى راه
خویش را - بروشنى - د رمى یابد. شاید خیلى از جوانهاى د یروز، سازگار را با
«کربلاى ما خود ش یه کشوره» شناختند.
برچسبها: مصاحبه, سازگار, شاعر, حاج ملا حسین مولوی ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۰۱/۱۲ساعت ۸ ق.ظ  توسط سید ماشاالله باختر
|
در قم که آمدم دل سنگم جلا گرفت مثل کبوتری به حریم تو جا گرفت گرد و غبار دور و بر صحن این حرم گرد و غباری از دل آیینه ها گرفت باران،قنوت،اشک،کبوتر،کنار تو در این میانه نور تو دست مرا گرفت وقتی نگاه من به تو افتاد این دلم حال و هوای باب جوادِ، رضا ع گرفت جسمم کنار خواهر و قلبم صحن رضاست اشکم تمام فاصله ها را فرا گرفت این خادمان کوی تو گفتند میشود از دست مهربان شما "کربلا" گرفت
برچسبها: حضرت معصومه, قم
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱/۱۱/۱۵ساعت ۳ ب.ظ  توسط سید ماشاالله باختر
|
حضرت معصومه(س)-وفات روی قبرم بنویسید که خواهر بودم سال ها منتظر روی برادر بودم روی قبرم بنویسید جدایی سخت است این همه راه بیایم، تو نیایی سخت است یوسفم رفته و از آمدنش بی خبرم سال ها میشود و از پیرهنش بی خبرم روی قبرم بنویسید ندیده رفتم با تن خسته و با قد خمیده رفتم بنویسید همه دور و برم ریخته اند چقدر دسته ی گل روی سرم ریخته اند چقدر مردم این شهر ولایی خوبند که سرم را نشکستند خدایی خوبند بنویسید در این شهر سرم سنگ نخورد به خداوند قسم بال و پرم سنگ نخورد چادرم دور وبرم بود و به پایی نگرفت معجرم روی سرم بود وبه جایی نگرفت ...من کجا شام کجا زینب بی یار کجا؟ من کجا بام کجا کوچه و بازار کجا؟
برچسبها: حضرت معصومه, قم
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱/۱۱/۱۵ساعت ۳ ب.ظ  توسط سید ماشاالله باختر
|
|