پایان ماه روضه شده، غم گرفته ام
هیئت تمام گشته و ماتم گرفته ام
بعد از دو ماه گرفت صدای ذاکران
تازه دلم شکسته شده دم گرفته ام
بعد از دو ماه که در مطبت هستم ای طبیب
از درد عشق گفتم و مرهم گرفته ام
مرهم برای درد دلم اشک روضه بود
اینگونه بوده اشک دمادم گرفته ام
شبها چقدر گم شده ام بین کوچه ها
وقتی سراغ هیئت و پرچم گرفته ام
از مادرت بپرس ، نوکریم را قبول کرد ؟
آیا برات کرببلا هم گرفته ام ؟
افسوس می خورم که زخیرات سفره ات
از دست مهر مادرتان کم گرفته ام
دلتنگ می شوم به خدا بر محرمت
خرده مگیریم زچه ماتم گرفته ام
…ای روضه خوان ادامه بده اشک و آه را
شعر وداع نه ….. شور محرم گرفته ام
خداحافظ سیاهیا….خداحافظ کتیبه ها….خداحافظ….
…………………
دیر از ره آمدی و زود رفتی ماهِ عشق
یازده ماهِ دگر باید به راهت چشم دوخت...
برچسبها:
وداع
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۱/۱۰/۲۳ساعت ۳ ب.ظ  توسط سید ماشاالله باختر
|