در ماجرای سیلی زدن عمر به صورت نازنین حضرت زهرا (س) چرا حضرت علی (ع) هیچ اقدامی نکرد؟ میگویند برای این که اسلام بماند، علی (ع) مأمور به سکوت بود مگر نه این که حضرت زهرا (س) خود اسلام است یعنی با دفاع از سیلی خوردن حضرت زهرا (س) اسلام نابودمی شد؟ توضیح دهید.و با تشکر از اینکه سؤال خود را با ما مطرح کردید. در پاسخ به پرسش شما عرض می شود: جریان سیلی خوردن گونه ملکوتی فاطمه "س" مربوط به سرزمین فدک بود. فدک در زمان حیات رسول خدا "ص" در اختیار فاطمه قرار گرفت او به مقدار لایموتی از آن برمی داشت و بقیه را در راه خدا صرف می کرد و در بین بیچارگان تقسیم می نمود. هنگامی که ابوبکر حکومت مسلمین را قبضه کرد و بر اریکه خلافت استقرار یافت، تصمیم گرفت فدک را مصادره کند. (1) فدک ملک ناچیز و کم ارزشی نبود بلکه املاک آباد و پردرآمدی بود به طوری که می نویسند: سالی در حدود بیست و چهار یا هفتار هزار دینار درآمد داشت. (2) و علت غصب فدک این بود که ابوبکر و عمر فکر می کردند که فضائل و کمالات ذاتی و مقام علم ودانش و فداکاریهای علی "ع" قابل انکار نیست. سفارشات پیامبر هم نسبت به او در بین مردم شایع است. اگر وضع اقتصادی او نیز خوب و پولی در اختیار داشته باشد ممکن است گروهی با او همدست شوند و خطری برای خلافت به وجود آید این نکته ایست که عمر به ابوبکر تذکر داد که: مردم بندگان دنیا هستند و جز آن هدفی ندارند تو خمس و غنائم را از علی "ع" بازگیر و فدک را از دستش بیرون بیارو، وقتی پیروانش دست او را خالی دیدند رهایش می سازند و به جانب تو تمایل می گردند. (3) پس از غصب فدک توسط ابوبکر، حضرت علی "ع" ساکت ننشستند وبه نزد ابوبکر رفته و فرمودند: چرا فدکی را که رسول خدا"ص" به فاطمه بخشیده از او گرفتی؟ پاسخ داد باید برای ادعای خودش شاهد بیاورد و چون شهودش ناقص بود پذیرفته نشد. فرمود: ای ابابکر آیا می خواهی درباره ما بر خلاف احکام سایر مسلمین داوری کنی؟ گفت: نه، فرمود: اکنون از تو سؤال می کنم: اگر مالی در دست شخصی بود و من ادعا کردم که این مال از آن من است و برای داوری پیش تو آمدیم، آیا از کدامیک از ما مطالبه شاهد میکنی؟ گفت از تو گواه می خواهم زیرا مال در اختیار شخص دیگر قرار دارد، فرمود: پس چرا از فاطمه "س" مطالبه گواه کردی با اینکه فدک در تصرف و تملک او بود؟ ابوبکر جز سکوت چاره ای نداشت ولی عمر گفت: علی اینگونه سخنان را رها کن. (4) دوست عزیز! همانطور که ملاحظه می فرمایید حضرت علی "ع" در مقابل ظلمی که به حضرت زهرا "س" شده بود ساکت نبودند و از اظهار حق بیمی نداشتند و اینکه گفته می شود حضرت علی "ع" بخاطر مصلحت حفظ اسلام سکوت اختیار کردند به معنای اینست که ایشان دست به اقدام حادی نزدند و رسماً بر خلاف حکومت ابوبکر قیام نکردند اما برای نشان دادن بر حق نبودن خلیفه دروغین پیامبر روش معتدلی انتخاب کردند و مبارزه دامنه دار و عاقلانه ای را شروع کردند تا اسلام را از خطر انهدام و دگرگونی نجات دهند ولو نتیجه اش درآینده بسیار دیر آشکار گردد. حضرت علی "ع" به همراه فاطمه "س" دست حسن وحسین را گرفتند و شبانه به خانه بزرگان و رجال مدینه رفتند و آنان را به یاری دعوت کردند و سفارشات و وصیت های پیامبر را به آنان گوشزد کردند بدینوسیله گروه قلیلی تحت تأثیر تبلیغاتشان واقع شده وعده مساعدت دادند ولی جز چند نفر معدود کسی به وعده اش عمل نکرد و جرأت مخالت ننمود. در مرحله دیگر علی ابن ابیطالب تصمیم گرفت با ابوبکر بیعت نکند تا بدینوسیله مخالفت خود را با روش حکومت ابوبکر اظهار دارد و عملاً به جهانیان بفهماند در صورتی که علی ابن ابیطالب و خانواده و نزدیکان و شخص اول اسلام از خلافت ابوبکر ناراضی باشند معلوم می شود اصل دین خلافت بر خلاف مذاق اسلام است حضرت زهرا "س" نیز نظریه علی "ع" را تأیید کرد و تصمیم گرفت در مورد حوادث و خطرات احتمالی از شوهرش جداً دفاع کند و عملاً به جهانیان بفهماند من که دختر پیامبر اسلام هستم با خلافت ابوبکر مخالف هستم. علی ابن ابیطالب "ع" بدین منظور در خانه نشست و به جمع آوری قرآن مشغول شد و یک نوع مبارزه منفی را شروع کرد. بعد از این امور، جریان بیعت اجباری از علی "ع" و آتش زدن در خانه دختر رسول خدا و سقط جنین حضرت زهرا "س" اتفاق میافتد همة این جریانها در زمانی است که مدت کوتاهی از وفات پیامبر گذشته و پیامبر سفارشات و توصیه های بسیار زیادی درباره فضیلت حضرت علی "ع" و پیروی از او و دوستداری فاطمه و محور بودن خشم او و خشم خدا کرده بود. حضرت زهرا "س" بعد از این جریان ساکت نشست و در حضور مردم ابوبکر را استیضاح کرده و حقانیت خود را در خطبهای کوبنده به اثبات رساند. (5) همانطور که ملاحظه می کنید حضرت زهرا "س" کسی نبود که در مقابل ظلمی که به ایشان شده بود (البته اصل این ظلم شخصی نبود و به ظلم بزرگ غصب ولایت باز می گشت) ساکت بنشیند و خود دلیرانه از حق خود دفاع می نمودند و در این میان نیازی به دفاع حضرت علی "ع" از ایشان نبود علاوه بر این که همانطور که ذکر شد اصل این جریان به غصب ولایت بازگشت می کرد و نحوه دفاع حضرت علی "ع" در این زمینه بیان شد. البته در جریان غصب فدک و دفاع حضرت فاطمه درسهای دیگری نیز هست مثل اینکه زن از حقوق اجتماعی محروم است و حق ندارد برای احقاق حق خودش مبارزه کند همچنین اگر فاطمه "س" در این مقام سستی می کرد مقام واقعی زن مجهول می ماند و زن را یک عضو بیکار و بی لیاقت میپنداشتند. بنابراین ملاحظه می کنید که فاطمه ای که خوی فداکاری و شجاعت و بردباری و پایداری را از مادرش خدیجه و پدرش محمد به ارث برده و در خانه نیرومندترین و فداکارترین افراد زندگی کرده نه تنها به خاطر سیلیی که به گونه اش نواخته شود بلکه با بازوان کبود و پهلوی شکسته نیز میدان مبارزه را ترک نمی کند. منابع و مآخذ:1. تفسیر نور الثقلین، ج4، ص272 و بانوی نمونه اسلام، ابراهیم امینی، ص1532. سفینه البحار، ج2، ص3513. ناسخ التواریخ، ج1، ص1224. احتجاج طبرسی، ج1، ص121 5. بانوی نمونه اسلام، ابراهیم امینی، ص153-163 (با حذف و جابجایی)
برچسبها: حضرت زهراء, مقتل, سیلی
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۲/۰۱/۲۴ساعت ۲ ب.ظ  توسط سید ماشاالله باختر
|
|