|
فاطمه مدد (3)زهرا بنت مصطفي (3)زهرا جان مرتضي (3)زهرا ياد ماتمت ،گشته داغ من ،آتش غمت زد به باغ من زهرا شعله زدستم ،برنهادتو،درشب غمم نور يادتوچلچراغ من زهرا ماه عالمين ،نورهردوعين مادرحسين زهرا خسته يارمن مادرحسن مام زينبين زهرا اي نمازمن اي نيازمن قبله گاه حاجات ورازمن زهرا نغمه سازمن يارهمسفردلنوازمن دردم خطر چاره سازمن زهرا. ياورم تويي همسرم تويي كوثرم تويي زهرا دخت مصطفي سايه خدا برسرم تويي زهرا وارث غم نامه فدك اي كه حق به توميخوردمحك زهرا ازبراي من بهتراين بودجان دهم ولي ننگرم توراميخوري كتك زهرا
================(زمزمه ) كي ديده بهشتو باشعله غم بسوزونن گلاي گلخونه هاروازستم بسوزونن كي ديده كه بالگدغنچه نازوبچينن مادري روبزنن بچه هاش اينو ببينن «علي غمخوارنداره - ديگه طرفدارنداره همه باخنده ميگن علي ديگه يارنداره » كي ديده ستاره هابراي ماه گريه كنند جوناشونوروي دست براي اون هديه كنند كي ديده تو آسمون چهره ماه خاك بگيره ازميون كوچه اي رد بشه مهتاب بميره «علي غمخوار--------------------- كي ديده يه ملتي بعد غم پيغمبرش اجرومزدشوبدن جاي خودش به دخترش كي ديده حريم پيغمبروآتيش بزنن دخترش روبزنن درخونش رو بكنن «علي غمخوار---------------------- ============(شورزمينه )== ديگه شباي آخره صداي ناله نمياد مادرميخواد دعا كنه ببينم اين بار چي ميخواد يه عمره كه مادرماوقتي خداخداميكرد هميشه تونمازشب مردم وهي دعاميكرد «اي مادرم اي مادرم » يه دستشو برده بالا يه دست به پهلوميذاره زيرلب آروم ميخونه تاب وتووني نداره ميگه بيايد برا دعا دستارو بالا ببريد من يه دعايي ميكنم همه باهم امين بگيد «اي مادرم اي مادرم » دعاي مادرم اينه ميگه خداي مهربون ميخوام برم ازمدينه مرگ منوزودبرسون من ازغريبي علي خون جگر مدينه ام زبعد ماجراي درهنوز ميسوزه سينه ام «اي مادرم اي مادرم » ========(سبك عجب رسميه )== مادر مروكه طاقت ندارم فكر جدايي برده قرارم من ويك دامن اشك وآه وغم بعد توباشد خانه پرماتم « مرواي مادر»(4) امن يجيبم سودي ندارد دانم كه مادر جان ميسپارد ام ابيها برروي بستر اشكش عجين شد با اشك حيدر « مرواي مادر »(4) مادر به فكر وصل ورهايي من شعله وراز هجروجدايي باهرنفس كه ازسينه ميرفت مادر كم كم ازمدينه ميرفت «مرواي مادر »(4) پروانه تو هستم دراين شب مادر نگاهي كن سوي زينب اين شب آخرمادر دعاكن اين دخترت راحاجت رواكن «مرواي مادر »(4) =====(سبك 17ربيع مهديه )=== در ميان كوچه اي كه روي خاك افتاده يارم آرزو دارم بيفتم من به جايش جان سپارم كوچه قتله گاه گلهاست محرمم دربين اعداست كودكم باناله ميگفت مادرم تنهاي تنهاست «فاطمه جان فاطمه جان »(4) من غريب اما نگارم غربتش ازمن فزونتر ازدل پرخون حيدر سينه او غرق خونتر دشمن ديرينه او،زد لگدازكينه او داغ ياري ولايت ،شدمدال سينه او «فاطمه جان فاطمه جان »(4) فاطمه جان دست من را بسته فرمان پيمبر ورنه دست دشمنانت كي رسد بر دست حيدر كاش چشمم بسته بودند بااجل پيوسته بودند تانبينم در پس در پهلويت بشكسته بودند «فاطمه جان فاطمه جان »(4) ==========(نوحه )==== گل پيغمبرم ( صفاي عرشيان)2 كه بشكسته پرم (ميان آشيان)2 ميان اين قفس ،فتادم ازنفس ،به دادمن برس (علي مظلوم علي)3 خدايا پشت در (شده محراب من )2 علي شد قبله (دل بي تاب من )2 علي ذكر لبم ،علي تاب وتبم ،نماز هرشبم (علي مظللوم علي )3 نمازم پشت در (عجب زيبا شده )2 نشستم درسجود (كه اين درواشده )2 شدم نقش زمين ،نمازم شدچنين ،به قلبي آتشين (علي مظلوم علي )3 ===========(نوحه )===== هستي ام ،رفته اي ،ازدستم تنهادر،ماتمت نشستم يازهرا يازهرا يادپهلوي توقلبم راشكسته يا فاطمه تاقيامت داغ توبردل نشسته يافاطمه «فاطمه جان (3)يافاطمه»2 ازغم خود مرا مي كشي تابه خاك عزا ميكشي اي يارم ،غمخوارم من چگونه ماه خودرا زيرخاك تيره نهم كن مدديافاطمه تا همره تومن جان دهم «فاطمه جان (3)يافاطمه »2 رفتي وگشتي از غم راحت ماندم ودريايي از غربت ياورم ،همسرم گو چگونه بعدداغت من به كوچه ها بنگرم يا چگونه چهره هاي قاتلانت را بنگرم «فاطمه جان (3)يافاطمه »2 =============(نوحه )==== دركوچه اي كه افتاده يارم ( رفته زدستم داروندارم )2 ازداغ مه جبينم ،برخاك غم نشينم ،خدايا «غريبا" واغريبا(2)خدايا»2 بادست بسته گشتم روانه ( مي كشيد ازدرآتش زبانه)2 دشمن باتازيانه ،ميزدبانوي خانه ،خدايا «غريبا"واغريبا(2)خدايا»2 ازبيت زهراشدهتك حرمت ( جايي كه جبريل بگرفته رخصت)2 دشمن چه وحشيانه ،بشكسته درب خانه ،خدايا «غريبا"واغريبا(2)خدايا»2 در پشت در شدغوغاي محشر ( هم سوخته مادرهم غنچه پرپر)2 بريارمن مدينه ،دادي مدال سينه ،خدايا «غريبا"واغريبا(2)خدايا»2 =========(سبك اگرآن ماه نمونه)= من غريبم فاطمه جان اولين مظلوم دوران محرمم تنها توهستي (ديگرازمن رومپوشان )3 تاكه زكوچه آمدي جانان من چهره بپوشيده اي از چشمان من يافاطمه مظلومه فتح خيبر كردم اما خانه ام رفته به يغما تابماند دين احمد (همه راكردم تماشا)3 به دست بسته از كفم رفته فدك تو پيش ديده هاي من خوردي كتك يافاطمه مظلومه گوسخن با من دوباره با زبان يا با اشاره از جفاي پنجه خصم (ماجراي گوشواره )3 خموشي ات كشته مرااي يارمن زغصه ات خورده گره بركارمن يافاطمه مظلومه =============(الهه ناز)=== اي ،بانوي مدينه ،اي شكسته سينه ،ياربي قرينه (پيش حيدر بمان )2 كشتي پهلو شكسته من ياور دستان بسته من ناخداي دل من تويي يازهرا بي تو غرق بلايم در موج غمها (بي تو حيدر ميميرد)2 يازهرايازهرايازهرايازهرا(2)يازهرايافاطمه(2) آه ،اي به دردم طبيب ،بردي ازدل شكيب ،ذكر امن يجيب (زينب گويدازجان )2 يابمان تا كه از هم نپاشيم يادعاكن ماهم باتوباشيم ياكه ازاين شهرماتم رويم همه ياتوهم در مدينه بمان فاطمه (بي تو حيدر ميميرد)2 يازهرا0000000000000000000 اي ،آسمان خون ببار،همچو ابر بهار،از غم روي يار (اي زمين خون فشان )2 كوه غم در دل آتش فشان شد ياس حق چون نيلوفر نشان شد اي عصاي دست مادرازغم خم شو سرو خيبرشكن از اين ماتم خم شو (اي كوثر غرق خون شو )2 يازهرا0000000000000000000000 آه ،اي دل بيقرار،بنگر اي چشم تار،برخاك اين ديار (مانده چندين نشان )2 يك نشان بر خاك از گوشواره جاي افتادن هاي دوباره هم نشان ها ازقطره هاي خون يار جاي اشك ريزان كودكي خون وبار (اي دل از غم محزون شو)2 يازهرا0000000000000000000000 ================(واحد)==== درسينه پررازم (دارم غم بيمارم )2 ميسوزم وميسازم (از غصه دلدارم )2 يافاطمه الزهرا(4) چون آه دل سردم (غم ديده وپردردم )2 مي نالم ومي گردم (بربستر بيمارم )2 يافاطمه الزهرا(4) رويش شده چون لاله (برماه رخش هاله )2 در زيرلبش ناله (داردگل گلزارم )2 يافاطمه الزهرا(4) اوگوشه كاشانه (ميسوزدواين خانه )2 گرديده چوغمخانه (من شمع شب تارم )2 يافاطمه الزهرا(4) زينب شده پروانه (بر شعله جانانه )2 بااشك غريبانه (شدياروفادارم )2 باهرنفس يارم (از سينه بيمارم )2 خون ميچكدودارم (خون در دل خونبارم )2 ياددروديوارم (اين گونه دعادارم )2 در خانه بمان يارم (من جان به توبسپارم )2
==============(واحدقديم )=== آرام جان مصطفي آرامش جانت چه شد مولاي من يامرتضي آن جان جانانت چه شد گويا كه دشمن پشت دربگرفته ازاويك پسر محسن گل دردانه ات آن طفل بي جانت چه شد در بين ديوارودروضربت مسمارغم ديگر نيايد ناله اي زهراي نالانت چه شد رو سوي مسجد ميروي بي ياوروتنها چرا اوكه هميشه باتوبود يارپريشانت چه شد برگوكه بسته ازجفا دست يداللهي تو اي فاتح خيبرعلي فتح نمايانت چه شد در كوچه اي نامحرمي توهين كندبرهمسرت از ضربت سيلي بگو مهتاب پنهانت چه شد آن سينه اي كزغربتت پشت درغمخانه سوخت در شام تار بي كسي شمع شبستانت چه شد ==============(واحد)==== من چشمه سارنور،چشمان مصطفايم من آخرين بهار،گلزارمرتضايم يافاطمه يازهرا(4) آيينه سرور ،قلب پيمبرم من اول فدايي حق، درراه حيدرم من بعداز فراق بابا،هم درداشك وآهم در شام تارهجران ،بگرفته روي ماهم بابا چرا تويارم در كوچه هانبودي ديدي چو دخترت را باابري از كبودي هر جاكه بوسه هايت بر پيكرم نشسته رويم گرفته هاله بازوي من شكسته اجر تواي پدر جان شد ضربه هاي دشمن گشته زامت تو اين يادگاري من يك آسمان كبودي يك كوچه پر شراره چشمي پراز ستاره خوني به گوشواره ============(زمزمه )==== نيمه شبها گردبستر ديده هايم زائرتوست همره من چشم زينب مخفيانه ناظرتوست اوشود پروانه تو،در شب غمخانه تو من شوم شمع عزاي ،گوشه كاشانه تو فاطمه جان فاطمه جان دخترت در زير لبها مي كندهردم دعايت بادودست كوچك خود از خداخواهد شفايت در ميان هردعايش ،گريه ميگيردصدايش قطره قطره ميشود آب ،ميچكد ازديده هايش فاطمه جان فاطمه جان از تماشاي فراقت سينه ام ماتم گرفته كز شفق هم برده سبقت اين غروب غم گرفته هم رخت نيلي وگلگون ،هم دوچشمت كاسه خون بعدتو برگوچه آيد ،بر سراين يار محزون فاطمه جان فاطمه جان ============(زمزمه )==== درخانه علي ،غوغا شده بپا هرغنچه زيرلب ،گويدخداخدا يارب بده شفا،اين مادرمرا،رحمي به مانما اين بيت مرتضاست ،يامحفل دعا يك گوشه مادرو ،يك گوشه بچه ها اوسوي آسمان ،طفلان به صدزبان ،مادربمان بمان زينب كه اشك غم ،گشته نصيب او گويا اثر نكرد امن يجيب او گويد خدا دگر ، مادر رود اگر ، با او مراببر ===========(زمزمه )====== نمانده به رفتن دگر فاصله من از دردپهلو ندارم گله بسوزم ازاين غم ،كه دراهل عالم ،توهستي غريب «علي اي علي جان«(2)توهستي غريب خداداندآنجا كه برروي خاك بغلتيدم اي بهترين عشق پاك شدم سينه چاكت ،بگفتم به خاكت ،توهستي غريب «علي اي علي جان»(2)توهستي غريب به پشت درودردل كوچه ها همه هستي ام شد به راهت فدا كنون روي بستر،كنم ذكر حيدر،توهستي غريب «علي اي علي جان »(2)توهستي غريب دل من براي تو محزون شده دل بستراز حال من خون شده علي جان فدايت ،بميرم برايت ،توهستي غريب «علي اي علي جان »(2)توهستي غريب
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۱/۲۱ساعت ۵ ب.ظ  توسط سید ماشاالله باختر
|
|