بسم الله الرحمن الرحیم 

الهی خانه ی من غرق نور است

 مگر دلدار زینب در تنور است

سری از تن جدا می بینم این جا

  که مصباح الهدی می بینم این جا

چه موهای پریشان و قشنگی

 چرا دارد به رویش جای سنگی

چرا پیشانی نازش شکسته ؟

 به رویش خون و خاکستر نشسته

الهی او مگر خواهر ندارد

  به رأسش سایه ی مادر ندارد

الا ای سر  که با آوای سوزان

تو می خوانی چنین آیات قرآن

گلو گاه تو مهمان ، بوسه دارد

لب قاری قرآن بوسه دارد

شنیدم جای تو دوش نبی بود

کنار تو همیشه زینبی بود

تو را عمری است می جویم حسین جان

 سرت با اشک می شویم حسین جان


برچسب‌ها: تنور, خولی
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۲/۰۸/۲۱ساعت ۱۲ ب.ظ  توسط سید ماشاالله باختر  |